X
تبلیغات
کا ئنات و کهکشانها

کا ئنات و کهکشانها

مبا حث بسیار زیبا در مورد کیهان و جهان هستی با هزران عکس و فیلم روز تلسکو پ هابل

آیا سرعت نور نسبت به هر ناظر ثابت است

 

 آیا سرعت نور نسبت به هر ناظر ثابت است

دید کلی

اگر ناظرهای متفاوت پدیده واحدی را بنگرند، دریافتهای آنان را نمی‌توان به نحو صحیحی مقایسه کرد، مگر اینکه نتایج هر ناظر به معیارهای مورد استفاده ناظرهای دیگر تبدیل شود. موضوع مثل ترجمه از زبانی به زبان دیگر است که در صورتی می‌توان مفاهیم دقیق زبانی را منتقل کرد که تعاریف فرهنگ لغت ، مورد قبول افراد بیگانه باشد.

به عنوان مثال ، همه مردم جهان قبول دارند که یک کیلومتر برابر ۸٫۵ مایل است. ریاضیدانان این موضوع را تبدیل از یک دستگاه به دستگاه دیگر می‌نامند و به کمک مجموعه‌ای از معادلات تبدیل ، این کار را انجام می‌دهند. مکانیک کلاسیک (قبل از سال ۱۹۰۰) ، با چنین معادلات تبدیلی ، به آنچه می‌توان نسبیت نیوتنی گفت، مدتها روی خوش نشان داد.


یک مثال ساده

فرض کنید خط آهنی از جلگه‌های بزرگ عبور کند و هیچ‌گونه پیچ و خم یا تپه‌ای که بر سرعت ثابت آن تأثیر بگذارد، وجود نداشته باشد، اما خرابکاران ، خط آهن را توسط دو بمب و در زمانها و مکانهای متفاوتی منفجر کرده باشند. این انفجارها توسط دو شخص متفاوت که یکی از آن دو رئیس ایستگاه و دیگری مسافر داخل قطار است، مشاهده می‌شود. ساعتهای این دو هم‌زمان است و به محض این که قطار به سرعت از ایستگاه خارج می‌شود و به سرعت ثابت می‌رسد، هر یک از آن دو نفر می‌بیند که ساعت دقیقا برابر ۱۲ است. هر یک از دو ناظر هم وسیله‌هایی دارد که می‌تواند فاصله را اندازه‌گیری کند.

وقتی‌ که بمبها منفجر می‌شوند، رئیس ایستگاه دو علامت x۱ و x۲ را به‌عنوان معرف فواصل دو انفجار از محل ایستگاه و T۱ و T۲ را به‌عنوان زمان انفجارها یادداشت می‌کند. فردی که در قطار واقع است و به‌سرعت ، به طرف محل انفجار پیش می‌رود، علامتهای x۱ و x۲ را برای فاصله و T۱ و T۲ را برای زمان مربوط به خود می‌نویسد.

 ناورداهای مکانیک کلاسیک

در مکانیک کلاسیک ، زمان و فاصله دو مطلق مجزا و برای همه ناظرها تغییرناپذیر و یکسان هستند. بنابراین در مثال فوق ، اگر رئیس ایستگاه به این نتیجه برسد که فاصله بین دو انفجار ده مایل است، ناظر واقع در قطار نیز باید به همین نتیجه برسد. اگر ناظر سوار بر قطار ، زمان بین دو انفجار را ۳۵ دقیقه محاسبه کند، ناظر واقع در ایستگاه هم باید با این عدد موافق باشد.

علاوه بر این ، در چنین چارچوب مقایسه‌ای ، فواصل زمانی و مکانی بین رویدادها باید برای همه ناظرها و بدون ارتباط به سرعت آنها نسبت به یکدیگر یکسان باشد (سرعت نسبی). این موضوع به معادله تبدیل ساده‌ای منجر می‌شود که به‌وسیله آن می‌توان هر رویداد مربوط به هر دستگاه متحرک را به عنوان اشتقاق از هر دستگاه ثابت توضیح داد. این معادله تبدیل به عنوان تبدیلات گالیله معروف است.


 اصل ناوردایی

اما علم خواسته دیگری را تحمیل می‌کند و آن اصل ناوردایی است. مطابق این اصل ، تبدیل از یک دستگاه به دستگاه دیگر ، نباید فقط بخاطر سهولت محاسبه به سرسری گرفتن قانون طبیعت منجر شود. این نوع تبدیل ریاضی علی‌الاصول به سه قانون حرکت نیوتونی و اصول پایستگی انرژی بیش از حد نزدیک نیست و تا اواسط قرن نوزدهم کسی به آن اعتراض نداشت. در آن هنگام ماکسول ، بعد از کارهای تجربی مایکل فاراده ، فیزیکدان بریتانیایی ، درباره الکترومغناطیس ، معادلات خود را ارائه کرد.

بنابر معادلات ماکسول انتشار هر نوع تابش (از جمله نور) به شکل موج صورت می‌گیرد. وی نشان داد که سرعت نور ثابت و از حرکت منبع نور و حرکت ناظر مستقل است. اما اگر کسی بخواهد با استفاده از معادله تبدیل ، مثال مربوط به خرابکاری سرعت نور را محاسبه کند، معلوم خواهد شد که سرعت محاسبه شده توسط مسافر ، تا حدودی از سرعت بدست آمده توسط ناظر ثابت ، کمتر است. این موضوع با تجارب عادی زندگی هم سازگار است و در مورد کلیه اشیای متحرک به نحو آشکاری صدق می‌کند و همانطور که فیزیکدانان قرن نوزدهم مدعی بودند، هرچه که ماکسول بر خلاف آن گفته ، باید غلط باشد.


تایید نظریه ماکسول

در سال ۱۹۸۸ آلبرت مایکلسون و ادوارد مورلی ، فیزیکدانان آمریکایی ، آزمایشی برای تعیین اختلاف سرعت نور در جهت‌های متفاوت طرح کردند (آزمایش مایکلسون_مورلی). اگر سرعت نور برای یک ناظر متحرک فرق می‌کرد، باید آنها می‌توانستند آن را با اندازه‌گیری سرعت نور نشان دهند و نتیجه را با مقدار بدست آمده در نظریه ماکسول ، که برای تعیین سرعت زمین در فضا بکار می‌رود، مقایسه کنند، اما نتایج آزمایش نظریه ماکسول را تایید کرد.


رهایی از تناقض

این تناقض فیزیک کلاسیک تا سال ۱۹۰۵ همچنان برقرار بود تا اینکه انیشتین با ارائه نظریه نسبیت خاص به این تناقض خاتمه داد و تحولی عظیم در فیزیک بوجود آورد. انیشتین کار خود را با دو فرض اساسی آغاز کرد. فرض اول اینکه تمام قوانین طبیعت باید مستقل از حرکت نسبی ناظرهایی که با سرعت یکنواخت حرکت می‌کنند، بدون تغییر باقی بمانند. دوم اینکه سرعت نور ، مستقل از حرکت نسبی ناظرها و مقداری ثابت است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 تیر1389ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط فر یبا محمد پور  | 

كنكاشي در ماهيت " ماده ، فضا و زمان "

كنكاشي در ماهيت " ماده ، فضا و زمان "

در جهان هستي واقعيت هاي زيادي وجود دارد كه در مورد چيستي و ماهيت وجود آنها پاسخ روشن و قانع كننده اي داده نشده است . پاسخ هاي داده شده در بسياري از موارد مبهم و بسيار پيچيده بوده و حتي براي فيزيكدانان برجسته هم قابل درك نيست . حال بايد پرسيد ،اگر فرضيه اي براي دانشمندان و حتي آيندگان هم قابل درك نباشد چقدر ارزش گفتن دارد؟ به عنوان مثال يكي از نظريات مطرح در مورد زمان اين است:"زمان بعد چهارم ماده است"حال ما چگونه مي توانيم اين مطلب را درك كنيم و بفهميم؟ زمانچه ربطي به بعد چهارم ماده دارد؟ چگونه است كه سه بعد ماده با هم سنخيتي دارند و يك دفعه بعد چهارم آن هيچ سنخيتي و تشابهي با سه بعد ديگر ندارد و در عين حال در كنار آنهاست و بعد چهارم ماده است آيا اين يك نظريه ي انحرافي در شناخت زمان نيست؟ چه كسي توانسته آن را بفهمد و براي خودش حل كند ؟

تصوير

اگر منصفانه بنگريم، واقيت اين است كه در عالم فيزيك در بعضي موارد ، كشفيات و نتايجي به دست آمده كه به صورت فرضيه و يا نظريه بيان شده است، حاصل محاسبات و پيشبيني هاي رياضي،به ويژه بررسي و اقتباس هندسه مبهم نا اقليدسي ،ريمان و گاوس بوده است كه البته در جاي خود صحيح و بسيار ارزشمند است. ولي در بعضي موارد كساني كه به اين نتايج ،در بيان ماهيت و نحوه عمل و در نتيجه در تفسير و توجيه كشفيات بدست آمده و نظريه سازي نتوانستند راه روشني در پيش گيرند و نظريه ي درستي براي آنها بيان كنند وبه سوالات مطرح شده پاسخ قابل قبولي بدهند لذا با توجه به اين مسائل به پاره اي از سوالات اساسي كه در دانش فيزيك وجود دارد اشاره مي كنيم و پاسخ آنهارا با توجه به نظريه خود بيان مي كنيم


1- آيا يك ذره بي نهايت بار قابل تجزيه و تقسيم شدن است؟

براي وجود جهان هستي لازم و ضروري استكه يك ذره مطلق و غير قابل تجزيه وجود داشته باشد چون اگر قرار باشد كه ذرات بي نهايت بار قابل تجزيه و تقسيم شدن باشند،به صفر و هيچ مي رسند و اين از مسلملت پذيرفته شده دانش رياضي است اگر چيزي را بي نهايت بار تقسيم كنيمبه صفر و هيچ مي رسيم . آنگاه بايد بپذيريم كه جهان از هيچ به وجود آمده است واينغير قابل قبول است چون نمي شود وجود جهان از هيچ باشد


2 - آيا ماده و فضا بي نهايت است؟

تصوير

ماده و فضا نمي تواند بي نهايت باشد چون بينهايت را نمي تواند تقسيم كرد ، در حالي كه ما مي توانيم فضا را تقسيم كنيم مثلا بگوييم فضاي سمت راست و فضاي طرف چپ ما و يا يك متر مكعب از فضا را درنظر بگيريم.

بينهايت نه قابل تقسيم است نه ابتدا و انتها دارد حال آنكه ما مي توانيم يك نقطه از فضا را به عنوان ابتدا در نظر بگيريم و در اين صورت اگر بگوييم انتهاي آن در بينهايت است سخن باطلي گفته ايم چون داشتن ابتدا با قوانين حاكم بر بينهايت سازگار نيست.

3 -  آيا فضا تهي و از هيچ است؟

مسلما فضا تهي و از هيج نيست جون اولا درست است كه فضا را مانند ماده نمي بينيم ولي وجود فضا رامي بينيم و وجود نمي تواند از هيچ باشد در ثاني اگر فضا تهي از هيچ است در ان صورت چه ضرورتي وجود دارد كه جرم جسمي كه در فضا حركت مي كند افزايش يابد اگر فضا از هيج بود منفعل عمل ميكرد و جرم اجسام در حال حركت را تغييير نمي داد

4 - ماده وفضا از چه چيزي به وجود آمده اند؟

ماده و پاد ماده از يك نوع ذره مطلق و غير قابل تجزيه به وجودآمده اند؛يعني ذرات در حال سكون ويا كم تحرك،"فضا " به وجود آمده اند و ذرات در حال حركت،"ماده" به وجود آمده است.اين ذارت فاقد جرم هستند وجرم تنها با حركت به وجود مي آيند؛ جرم اجسام در حال سكون ناشي از حركتي است كه در داخل اجسام وجود دارد.

با آن كه گفتيم ماده و فضا و پاد ماده از يك نوع ذره به وجود آمده اند،اما به خاطر امكان تفكيك و سهولت در بحث، از اين به بعد نام ذرات تشكيل دهنده فضا را "ذرات فضا" و نام ذرات تشكيل دهنده ماده را "ذرات ماده" و ذرات تشكيل دهنده پاد ماده را "ذرات پاد ماده" مي خوانيم.

5 - چگونه مي توان فضاپيمايي ساخت كه با سرعت نزديك به سرعت نور حركت كند؟

براي اينكه ما بتوانيم فضاپيماي بسازيم كه در فضا با سرعت نزديك به سرعت نور حركت كند و از افزايش شديد جرمش جلو گيري شود، بايد اين فضاپيما را شبيه به بشقاب پرنده بسازيم كه هم زمان با حركت انتقالي ،حركت تند وضعي نيز داشته باشد.اگر بشقاب پرنده واقعا وجود داشته باشد به نظر مي رسد كه شكل خاص آن و نيز نحوه حركت آن؛براي جلوگيري از افزايش شديد جرمش در سرعت هاي بالا طرح ريزي شده است

6 -  چراحركت وضعي فضاپيمايي كه به شكل بشقاب پرنده ساخته مي شود، مانع از افزايش شديد جرم آن در سرعت نزديك به سرعت نور مي شود؟

چون افزايش جرم فضاپيما ناشي از مقاومت ذرات فضا در مقابل فضاپيما است.اما وقتي فضا پيما مانند بشقاب پرنده مي چرخد، مقاومت ذرات فضا در مقابل آن كمتر مي شود كه گويي آنها را كنار مي زند. در واقع، موج و جرياني از ذرات فضا ايجاد مي كند كه فضاپيما بتواند در سرعت نزديك به سرعت نور به حركت خودش، بدون افزايش شديد جرم، ادامه بدهد.

7 - علت افزايش شديد جرم در سرعت هاي بالا چيست؟

قبلا عنوان كرديم كه ذرات فضا از ذرات مطلق فاقد جرم به وجود آمده است و وقتي جسمي در فضا حركت مي كند ،اين حركت جسم موجب جابجايي ذرات فضا به صورت موج مي شود، هر چقدر سرعت حركت جسم تند تر باشد مقاومت ذرات فضا بيشتر مي شود و در سرعت نور كه آخرين حد جابه جايي ذرات فضا به صورت موج است(وديگر فرصت جابه جايي به صورت موج براي ذرات فضا نيست)، اگر در اين حال به جسم براي حركت به جلو نيرو وارد كنيم ، ويي به كل عالم فشار وارد مي كنيم. چون ذرات فضا دركنار هم هستند و نيز به دليل اين كه كل عالم در داخل فضاي ديگري نيست تا در آن جا به جا شود براي همين است كه جرم جسم بي نهايت زياد مي شود به عنوان مثال وقتي سرعت هواپيما به سرعت صوت مي رسد كه آخرين حد جابه جايي ملكول هاي هوا به صورت موجي است ، مقاومت هوا در برابر آن شديدا افزايش مي يابد. البته هواپيما با سرعت بيشتر از سرعت صوت هم مي تواند حركت كند ، چون ذرات هوا را مي شود فشرده تر كرد ، اما ذرات مثلا يك متر مكعب فضا را نمي شود فشرده تر كرد.

در ضمن اضافه مي كنم كه ذرات فضا در داخل اجسام هم حضور دارند؛ يعني حتي در داخل الكترون و پروتون هم هستند .لذا در موقع حركت،جرم تمام ذرات موجود در داخل جسم و سطح جسم افزايش پيدا مي كند.

8 -  زمان چيست؟

زمان مانند ماده و فضا ، وجود خارجي ندارد ؛ زمان يعني تغيير موجود در ماده ، و از اين تغيير و حركت در مواد ، ذهن ما چيزي به نام "زمان"را ساخته است. زمان بعد چهارم ماده هم نيست. متذكر مي شوم ، همانطور كه از سقوط اجسام ،بر اثر نيروي جاذبه ، ذهن ما چيزي به نام بالا و پايين ساخته است ( در حالي كه ر كل عالم ، بالا و پاييني وجود ندارد) و همينطور از تغيير و حركت موجود در ماده، ذهن ما چيزي به نام زمان ساخته است.

در ضمن اشاره مي كنم كه زمان ازلي و ابدي هم نيست؛ چون يك سر آن در حال است. بنابر اين ازل آن نمي تواند در بينهايت باشد. زمان ابدي هم نخواهد بود و پاياني خواهد داشت؛ يعني هر وقت كه عمر مواد به پايان برسد زمان هم به پايان خواهد رسيد همچنين تغيير زمان ناشي از افزايش جرم است؛ چون با افزايش جرم ، تغيير در ماده كند تر مي شود

9 - نورهاي مختلف چيستند؟

نورهاي مرئي يا نامرئي با هر طول موجي كه دارند، همه ناشي از موجي است كه در دريايي ذرات فضا به وجود مي آيد . مثلا وقتي در بين پروتون ها برخورد و تنشي به وجود مي آيد، از برخورد ذرات ماده در پروتون ها با همو با ذرات فضاي اطرافشان، موجي در درياي ذرات فضا ايجاد مي شود كه به آن موج نور مي گوييند. البته در اين برخورد ها تعدادي از ذرات موجود در پروتون ها به ذرات فضا تبديل مي شوند.در ضمن اشاره مي كنم كه نور جرمي ندارد و جرم آن ناشي از حركت موجي در ذرات فضا است.

10 - جرم چيست؟

جرم ناشي از حركت ذارت ماده است و وقتي با صرف نيرو جسمي را به حركت انتقالي در مي آوريم ، موج و جرياني از ذرات فضا در اطراف جسم به وجود مي آيد و آن جسم را به پيش مي برد. ااين موج و جريان ذرات فضا،"جرم" نام داردكه در اطراف و داخل جسم به وجود مي آيد.

وقتي اجسام ثابت هستند نيز جزم وجود دارد كه آن جرم ناشي از حركت ذرات ماده در خود جسم ايت؛ موج و جريان ديگر داز ذرات فضا در اطراف و داخل جسم به وجود آمده است كه جرم اجسام را ثابت مي سازد.

11 - موج و جريان ذرات فضا ، امكان چند نوع حركت مدت دار را براي اجسام به وجود مي آورد؟

دو نوع حركت،يعني حركت مستقيم و حركت وضعي .چون در فضا دونوع موج و حركت به وجود مي آيد كه يكي براي حركت مستقيم اجسام است و ديگري براي حركت وضعي اجسام و نيز براي ذراتي مانند پروتون و الكترون

12 - جاذبه و دافعه هاي الكتريكي ، مغناطيسي،جاذبه جرمي و مانند اينها از چيست؟

جاذبه اي كه ميان الكترون و پروتون وجود دارد بيشتر جاذبه اي است كه از برخورد ذرات ماده هايشان به وجود مي آيد كه در خلاف جهت هم مي چرخند؛ و چون جرم پروتون زياد تر است ، بر اثر برخورد ذره هاي پروتون با الكترون، باعث چرخش الكترون به دور پروتون مي شود هر چقدر الكترون و پروتون از يكديگر دورتر باشند جاذبه ي بين آنها بيشتر از موجي است كه در درياي ذرات فضا ايجاد مي كنند؛كه اين موج در مسيري شبيه به فنر رقاصك ساعت ايجاد مي شود.

جاذبه اي كه در ميان دو پروتون در داخل اتم وجود دارد،مثل جاذبه ي بين الكترون و پروتون نيست ، بلكه در واقع تمام پروتون هاي يك اتم، بيشتر شبيه به پروتون هستند يعني همه با هم در داخل اتم مي چرخند. اما هر پروتون يك حركت وضعي كند تر هم در داخل اتم دارد و همچنان كه يك پروتون متلاشي نمي شود ، آنها هم متلاشي نمي شوند و همه با هم تقريبا با سرعت چرخش ذرات ماده هايشان در داخل اتم با هم مي چر خند. در اين وضعيت، برخورد شديدي بين ذرات ماده هايشان كه جهت چرخششان يكسان است به وجود مي آيد؛ و دافعه شديدي ايجاد مي شود و آنگاه انرژي زيادي توليد مي شود كه به آن انرژي هسته اي مي گويند.

در پايان اشاره مي كنم كه جاذبه و دافعه مغناطيسي ناشي از رديف شدن اتم ها است كه در نتيجه موجهاي جاذبه و دافعه شان نيز در جهت خاصي رديف مي شوند.



منبع : مجله دانشمند شماره پياپي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط فر یبا محمد پور  | 

انفجار خورشيدي و شفق قطبي

 

انفجار خورشيدي و شفق قطبي

 

 

در 27 اكتبر ( 6 آبانماه 1387 ) انفجاري قابل توجه در خورشيد رخ داد.بر اثر اين انفجار

يك توده از تاج خورشيدي به طرف خارج از سطح خورشيد روانه گشت.

 

اين انفجار در لبه غربي خورشيد روي داد كه رصد‌خانه خورشيدي (SOHO) آن را در
 
 هنگام  رصد هوايي  خود ثبت كرده است.احتمالا
 
 علت انفجار وجود لكه‌هاي خورشيدي موجود در قسمت دورتر  و يا رمبش رشته‌هاي
 
 مغناطيسي موجود در خورشيد  بوده  است.
 

 

Image
 
 از طرفي اين جريان باد خورشيدي جدا  شده  شب گذشته زمين را مورد اصابت قرار
 
 داد.كه آتش‌بازي زيبايي از شفق قطبي قوي را در آلاسكا پديد آورد.
 
 

 
 
 Image
 
لانس پاريش اين عكس را از «اسكيلند» شهر كوچكي در 20 مايلي قسمت شمالي
 
 «فيربانكس» گرفته است. وي افزود شفق قطبي
 
 پديد آمده بسيار سريع و آراسته به حاشيه‌هاي صورتي بوده است.

انفجار اين باد خورشيدي و تاثير بر روي ميدان مغناطيسي زمين ادامه دارد و اين مي
 
 تواند منجر به طوفان‌هاي ديگر از ژئو مغناطيسي را در  زمين در  امشب پديد آورد. 
 
به نقل از: http://nojumnews.com
وحيد طاهرخاني
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 9:24 بعد از ظهر  توسط فر یبا محمد پور  | 

زندگي در مريخ




  اثر برخورد سنگين بر نابودی  زندگي در مريخ



 آيا زندگي در مريخ در اثر يك برخورد سنگين ناگهان ناپديد شد؟

تا كنون انسان ها با هدف كليدي؛ يعني جستجوي حيات گذشته يا حال در مريخ، مأموريت هاي متعددي را به سياره سرخ به انجام رسانده است. اما چه مي شود اگر يك برخورد سنگين در اوايل عمر مريخ، هرگونه امكان براي رشد حيات را در آينده را از بين برده باشد؟

مطالعات اخير در مورد " انشعاب قشري" يا پوسته مريخ نشان مي دهد كه احتمالأ يك سيارك بزرگ با اين سياره برخورد نموده. حالا پژوهشگران باور دارند كه اين گونه برخورد توانسته چنان به پوسته بيروني مريخ فرو رود كه ساختار داخلي آن را بطور جبران ناپذيري تخريب نمايد و مانع ايجاد يك ميدان مغناطيسي جهت حفاظت و پوشش مريخ شود. بنابرين، نبود  پوشش مغناطيسي هر گونه شانس براي پرورش اتموسفر را از بين برده است...

مريخ واقعأ بي نظير است.

اين گفته ستاره شناسان اوليه است و امروزه هم رصدخانه ها هر بار كه به آن مي نگرند، در واقع يك سياره سرخ را مي بينند. مريخ دو چهره دارد. يك چهره آن ( نيمكره شمالي) مركب از همواري هاي تهي و بي حاصل و دانه هاي ريگ (شن) نرم. چهره دوم آن (نيمكره جنوبي) كاملأ بي نظم و مركب از كوه ها و دره هاي دندانه دار يا ناهموار. در نتيجه چنين به نظر ميرسد كه انشعاب يا تقسيم بندي قشري يا پوسته بعد از برخورد سنگين يك سنگ آسماني در اوايل شكل گيري مريخ صورت گرفته و زخم ابدي را بر چهره اين سياره گذاشته است. اما بايد گفت، چه مي شود اگر اين برخورد قوي تر از تخريب زيبايي مريخ بوده؟  چه مي شود اگر اين محل برخورد نشان دهنده چيزي عميق تر باشد؟

بخاطر درك آنچه ممكن براي مريخ اتفاق افتاده باشد، بايد اول به زمين خودمان بنگريم. سياره ما يك ميدان مغناطيسي بسيار قوي دارد كه در نزديكي محور آن بوجود مي آيد. انتقال يا جريان آهن مذاب جريان هاي آزاد الكترون را با خود مي كشاند و بيرون دهي بسيار عظيم جريان دائم يا ميدان مغناطيسي دو قطبي را ايجاد مي كند. ميدان هاي مغناطيسي همانند رشته ها از سراسر سياره عبور نموده و به بيرون افكنده مي شوند و با امتداد هزاران مايل در فضا يك حباب بسيار بزرگ را تشكيل مي دهند. اين حباب به مگنتوسفر مشهور است، و ما را در برابر باد هاي مخرب خورشيدي حفاظت نموده و مانع از بين رفتن اتموسفر ما در فضا مي شود. به پاس اينكه زمين يك سپر بسيار قوي مغناطيسي در برابر باد هاي خورشيد دارد، زندگي در داخل اين حباب تكامل مي يابد.

با اينكه مريخ در مقايسه با زمين كوچكتر است، اما دانشمندان نتوانسته اند بگويند كه چرا سياره سرخ فاقد كره مقناطيسي است. با توجه به رشد ناوگان ماهواره هاي در حال گردش در مدار، سنجش ها نشان مي دهند كه مريخ در گذشته داراي كره مغناطيسي بوده. براي مدت زيادي باور همه اين بود كه ميدان مغناطيسي مريخ زماني ناپديد شد كه هسته داخلي مريخ سرد گرديده و توانايي لازم براي حفظ حالت جريان يا انتقال را در هسته آهني از دست داد. حالا مي دانيد كه بدون جريان، اثرات ديناميكي از بين مي رود و در نتيجه ميدان مغناطيسي ( و هرگونه كره مغناطيسي) ناپديد مي شود. اين مسئله همواره به مثابه دليل عمده براي اينكه چرا مريخ داراي اتموسفر رقيق يا نازك است گفته شده و  در نتيجه گاز هاي اتموسفري آن در اثر باد هاي خورشيد در فضا پراكنده شده اند.

اينكه چرا مريخ قابليت مغناطيسي خود را از دست داده، شايد توضيح بهتري وجود داشته باشد. در اين باره سابين استينلي متخصص فيزيك در دانشگاه تورنتو و يكي از دانشمنداني كه در اين تحقيقات سهيم است چنين مي گويد: " شواهد نشان مي دهند كه در اوايل عمر مريخ، يك برخورد بسيار عظيم هسته مذاب آن را از هم گسسته و جريان و اثر گذاري ميدان مغناطيسي را تغيير داده است. ما مي دانيم كه مريخ يك ميدان مغناطيسي داشته كه حدود 4 ميليارد سال قبل ناپديد شده و در همان زمان بوده كه انشعاب يا تقسيم بندي قشري كه احتمالأ به برخورد يك سيارك ارتباط دارد، رخ داده است".

حدود 4 ميليارد سال قبل يعني در زمان تكامل مريخ، شايد اوضاع اندكي خوشبينانه بوده. مريخ با داشتن يك ميدان مغناطيسي قوي داراي اتموسفر ضخيم بوده كه مي توانسته در برابر باد هاي خورشيدي آن را محافظت كند. اما زماني يك برخورد بسيار سنگين جريان تكامل مريخ را براي ابد تغيير داد.

خانم مونيكا گريدي – پروفسور سياره شناسي و علوم فضايي در دانشگاه آزاد مي گويد "مريخ زماني داراي يك اتموسفر ضخيم ، آبهاي ايستاده و يك ميدان مغناطيسي بوده، كه برخلاف ظاهر خشك و بي ثمر امروزي آن، محل زيبا و مناسبي بوده".

بعد از برخورد عميق يك سيارك، فعاليت دروني مريخ به شدت تخريب گرديد و اين سياره ميدان مغناطيسي خود را از دست داد و اتموسفر اش هم فرو ريخت و در نتيجه توانايي حفظ حيات در سياره سرخ حدود 4 ميليارد سال قبل متوقف شد. چه داستان تلخي!


 
نوشته : يونس بخشي (کابل اسکای)

  
+ نوشته شده در  جمعه 3 آبان1387ساعت 4:1 بعد از ظهر  توسط فر یبا محمد پور  | 

تصویر ستا رگان


Type:Illustration, Star Cluster



http://www.spacetelescope.org/images/screen/opo0505a.jpg

دانلود:

Images

Fullsize Original
54,571 KB
Large JPEG
10,711 KB
Publication JPEG
11,435 KB
Screensize JPEG
946 KB


Wallpapers

1024 x 768
682 KB
1600 x 1200
1,597 KB
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آبان1387ساعت 12:53 بعد از ظهر  توسط فر یبا محمد پور  |